|
شــــــدم به دریا، غوطه زدم ندیدم دُر گناه بخت من است این گناه دریا نیست چه صدف ها که به دریای وجود ســـــینه هاشان زگهــــــر خالی بــود! ننگ نشناخته از بی هنـــــری شــــرم نا کــــرده از ایـن بی گهـــــری سـوی هر درگهشان روی نیاز همــــه جا ســـینه گشــاید به نـــاز... زندگی دشمن دیرینـه ی مــن ـ روز و شب با مـن دارد سرِجنگ هــــر نفـس از صــدف سینه ی تنــگ دامن افشان گهر آورده به چنگ وان گهر ها ...همه کوبیده به سـنگ! " فریدون
ننالد٬ خدایا٬دلم سنگ نیست...
من آن دیوانه ی آتش پرستم دراین آتش خوشم تا زنده هستم بزن آتش به عود استخوانم که بوی عشق برخیزد زجانم...
وجود گذاشته چون جایگاهی دارد که باید پُر کند.هر جزئی باید جایگاه مناسب خود را در این پازل بزرگ پیدا کند. "دیپک چوپرا" یعنی ایمان.ایمان کور نیست،می بیند.ایمان یعنی اعتقاد به این که جهــان هستی از ما جانبداری می کند،و ایمان یعنی اینکه جهــان هستی می داند که چه می کند. "ناشناس" "دکتر رابرت شوِلر"
نیرومند باشید،به این معنی که در هر مقطعی از زمان بیشتر آن نوع احساسی را جذب کنید که خود دارید. "ناشناس"
قویتر از فکر منفی است. "مایکل برناد بکویت" خواب هم ندیده اید. به محض اینکه بتوانید باورهای خود را تغییر دهید، این نیرو در اختیار شما قرار می گیرد. "دکتر ماکسول مالتز" و اگر عشق را از کف دهید، زندگی را از کف می دهید.
دربــرابــر هــــر انســـــانی راهـــی قـــــــرار گرفته و راه هــــــایی و باز راهـی...و روح بزرگ راه بزرگ را پی می گیردو روح حقیـــــر،کورمال، کورمال راه حقیر را انتخاب می کندو در این بین ، دشت های مه آلود گسترده اندو دیگرمردمان در این دشت ها می روند و می آیند.اما در برابر هر انسانی راهی بزرگ آغوش باز کرده است و نیز راهی حقیر و هر کسی خود تصمیم می گیرد در چه راهی قدم بگذارد... "جان اگزونهم" این جهان از آن بزدلان نیست!!! سراسیمه مشو!! دغـــدغـــه ی پیروزی یا شکست را کنـــــــار بگذار. خود را به اراده ی کامـــلا غیر خود آگـــــاهانه بسپار و تلاش کن! بــــدان ذهنی که آمده تا پیـــــروز شـود خـود را بــه اراده ی مصمم پیونـــــد می دهـد و با او میماند. در بـطن میدان مـبارزه زندگی٬زندگی کـــن. آرام مــاندن در زاویه یا به هــنگام خواب کار دشواری نیست.در گرداب و در مرکز دیوانگی عمل بایست و خود رابه کانون آن برسان.اگر آن نقطه اتکا را یافته باشی دیگر نمی توان از آن جدایت کرد. "ویوک آناندا"
حلول ماه مبارک رمضان مبارک
فضیلت ماه رمضان: درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرین شب بسته نمی شود. پیامبراکرم(ص) روزه: روزه بگیرید تا تن درست باشید. روزه سپری در برابر آتش است. پیامبراکرم(ص) روزه ی دل،اندیشیدن به گناهان،برتر از روزه ی شکم است،یعنی غذا خوردن. امام علی(ع) تلاوت قرآن: در ماه رمضان قرآن بسیار تلاوت کنید. هرگاه فردی از شما دوست داشته باشدکه با پروردگارش سخن بگوید،قرآن بخواند. پیامبراکرم(ص) دعا و استغفار: دعای روزه دار،رد نمی شود.خداوند در هر شب ماه رمضان می گوید:به عزت و جلالم سوگند،به فرشتگان فرمان داده ام ،درهای آسمان را بر روی بندگانِ دعا کننده ی من بگشاید. پیامبراکرم(ص) شب های قدر: هرکس شب قدررا احیا بدارد،تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود. پیامبراکرم(ص) مقدرات در شب نوزدهم تعیین،در شب بیست و یکم تایید و در شب بیست و سوم(ماه رمضان) امضا می شود. امام صادق(ع) دوستان عزیزم امیدوارم هنگام نیایش در سحرگاه زیبا و پرخیر و برکت رمضان ،این حقیرکه با دستانی تهی، امید به رحمت پروردگار دارد ،از دعایتان بی نصیب نماند طاعات و عباداتتان مورد قبول درگاه حق تعالی ، انشاالله
آنچه این دستها لمس می کند و این چشمها می بیند،از میان خواهد رفت. اما کلام قدیسها ، کلام خدا تا ابد باقی است. زندگی خود را با کلام خدا بساز٬ برای داشتن آسایش خاطر در زندگی، امروز را با خدا گام بردار،فردا را به او بسپار. آن کس که اینگونه زندگی می کند به هـــر آنچه می خواهــد می رسد. سلامتی،آرامـــش،قــــدرت، شکیبایی،سرور،آسایش، اینها همهاز سوی خدا پیوسـته جاری می شوند...
سراسر شب شمعی کوچک بر درگاهت روشن نگاه می دارم. و وقتی که روز فرا می رسد، بادا که بر دامن نیلوفرینت خاموش شوم. انسان به آن چیزی تبدیل می شود که به آن عشق می ورزد. اگر سنگی را دوست داشته باشد،سنگ می شود. اگر هدفی را دوست داشته باشد، آن هدف می شود. اگر به فردی عشق ورزد آن فرد می شود. اگر به خدا عشق ورزد، خدایی می شود،
دنیا که شروع شد زنجیر نداشت٬ خدا دنیای بی زنجیر آفرید. آدم بود که زنجیر را ساخت٬شیطان کمکش کرد. دل ٬زنجیر شد. زن٬زنجیر شد.دنیا پر از زنجیر شد و آدم ها همه دیوانه ی زنجیری! خدا دنیا را بی زنجیر می خواست.نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است. امتحان آدمها همین جا بود.دستهای شیطان از زنجیر پُر بود. خدا گفت:زنجیرهایتان را پاره کنید.شاید نام زنجیر شما عشق است. یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد.نامش را مجنون گذاشتند. مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری.این نام را شیطان بر او گذاشت. لیلی٬مجنون را بی زنجیر می خواست. ( عرفان نظرآهاری )
باشکرگزاری صادقانه برای دوستانم،چه قدیم و چه جدید،از خواب بیدار شدم اگــر بابت نعمت هـایی کــه داری خــدا را شــکر کنی و هر روز چند دقیقه ای ذهن خود را خالصانه روی شکر گزاری متمرکز کنی در واقع فرکانس خـود را به ســوی یکـی از قــوی ترین فرکانس های موجودمی فرستی و در ایــن هنـــگام درِ تمــام نعمات الهی به سوی تـــــــو گشــــوده
یک وسیلــه باقی می مانی .همیــن کــه خودت را کشف کنی هدف و مقصود را کشف کرده ای. آن چه که در زندگی داری - بدن٬ ذهن٬ قلب - فقط وسیله هایی هستند که ٬باید آن ها را برای راهیــــابی به درونی ترین هستــه و کانون وجودت به کـــار گــــیری .کانــــون وجودت هــدف ومقصود نهــــایی است . با یافتن آن ٬همــه ی آن چـــــــه را که بایـــد می یابی. با دانســتن آن٬ همه چیز را می دانــــــی . با دست یافتن به آن ٬
آهای قلندران مستان...... سینه سوزان ..... جوانمردان...... . . . من ....منتظره . . . یک نظرم ....یک خبرم ....یه حرف تازه.... ....به ....نسیمی. . . به نگاهی....به پیامی.... من مهمونه blue sky هستم و ممکنه با یه شهود به جمع شما بپیوندم یا حق
از کجا آمده ام ٬ آمدنم بهر چه بود؟! ( مولانا) امروز دلم خیلی گرفته همین کافی نیست!!! از کجا آمده ام٬ آمدنم بهر چه بود؟؟؟!!! این گفته ی مولانا خیلعمیق و اثر گذاره... شاید ۳ سال ژیش خوندمش و من در ژی درک این جمله..... دیگه همون نیستم که بودم........... نظر شما راجع به این جمله ی مولانا چیه؟؟؟
((تو)) کنارم هستی ای حضور تابناک!و من آسوده ام٬ آرامم و خاموش. یگانه تفاوت میان انسان و حیوان آن است که حیوان کاملا ناخودآگاه است ٬ اما انسان اندکی خودآگاه است .و یگانه تفاوت انسان وخدا آن است که خدا کاملا خودآگاه است٬انسان بین دو جریان قرار دارد:ناخودآگاهی کامل حیوان و خودآگاهی کامل خدا. تو می توانی به سمت پایین حرکت کنی و در تاریکی سقوط کنی یا این که می توانی به بالا صعود کنی .............. خدایا قلبم تشنه ی نور و عشق(( تو))ست ! هر روز به افکارو آرزوهایم بیا! به رویاهایم ٬ در خنده هایم و اشک هایم . از سر رحمتت در فراموشی هایم پدیدار شو. به عبادتم ٬ به کار ٬ زندگی و مرگم بیا! از سر لطف و عشقت با من باش!
کشتی هایم به دریا رفته اند.
حتی اگر بادبان ها و دکل های شکسته بازگرند! به دستی اعتماد دارم که هرگز شکست نمی خورد و ازپلیدی نیکی به بار می آورد. حتی اگرکشتی هایم در هم شکنند و همه ی امیدهایم غرق شوند فریاد می زنم : (( به تو اعتماد می کنم.)) خدایـــــــم
پس از مرگم نمیدانم چه خواهم شد... نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت... ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان آشفته تر سازد...بدینسان بشکند در من سکوت مرگبارم را.....
|
About![]()
مــــن ز خــــود هـــیچ نــــدارم
Home
|